

خلاصه داستان
دوربین ژانت پتروسی، دختری مسیحی که در رشتهی عکاسی تحصیل میکند، زمانی که در بازار گل مشغول عکاسی است، دزدیده میشود. امیر، پسر جوانی که همراه پدرش گلفروشی میکند، دزد را تعقیب کرده و دوربین را پس میگیرد. این اتفاق آغازگر علاقهی امیر به این دختر مسیحی میشود. او به ژانت پیشنهاد ازدواج میدهد اما ژانت آن را رد میکند و خانوادهی او نیز با این ازدواج مخالف هستند. اما جنگ در راه است و برادر ژانت و امیر هر دو به جبهه میروند. این اتفاقات مسیر زندگی ژانت را برای همیشه تغییر میدهد.