

خلاصه داستان
دختری جوان از شهرستان به تهران میآید تا آرزویی بزرگ را محقق کند: دیدن و نشستن پشت فرمان یک خودروی فراری! او در مسیرش با مردی میانسال آشنا میشود که تلاش میکند او را از این تصمیم خام و رویای ناپخته بازدارد. این دو، در دل شهر تهران، وارد ماجراجویی و گفتوگویی میشوند که از دل آن، مسائل اجتماعی، شکاف نسلی و رویارویی دو نگاه به زندگی برملا میشود.