

خلاصه داستان
«آدم» خویشتن را جایی وانهاده و اکنون حیران و سرگردان در جست و جوی بیکران مانده است. او در آینهها چهرههایی متفاوت از خود میبیند. به گذشته باز میگردد، به گلستانی که تنها نشانش در زمین است. وقتی به مراسم آیین نیایش فرشتگان میرود «ابلیس» در کمین او نشسته است. «ابلیس» «آدم» را میفریبد و زمین «آدم» را فرو میبلعد. نوزاد فطرت ربوده و در چاه غفلت نهاده میشود. اشباح سرگردان نور، آب، مصحف و گهواره را به غارت میبرند.